پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۳۹

به روی گرم تو آیینه تا برابر شد

بهشت روی ترا چشمه سار کوثر شد

زخال اگر چه بنا گوش نیک اختر شد

ازین ستاره شب زلف دل سیه تر شد

دل نظارگیان آب شد زدیدن تو

اگر زدیدن خورشید دیده ها تر شد

چه فتنه ها که ازو جای گرد برخیزد

به هر زمین که نهال تو سایه‌گستر شد

ز جلوه سرو تو کیفیتی به بستان داد

که طوق فاختگان جمله خط ساغر شد

به چشم همت من استخوان بی مغزی است

سعادتی که زبال هما میسر شد

ز بیقراری بلبل کجا به حرف آید

ز خامشی دهن غنچه ای که پر زر شد

زچشم شور نگردد چو ماه دنبه گداز

شکاریی که درین صید گاه لاغر شد

ز بحر دور فتادم ز خودنماییها

یتیم زود شود قطره ای که گوهر شد

چرا چو سرو کنم دست از آستین بیرون

مرا که دولت آزادگی میسر شد

ستاره ریز کند چشم خلق را صائب

چراغ هر که ازان روی آتشین برشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴۱جنون من ز نسیم بهار کامل شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۴۲زچهره ات عرق شرم چشم حیران شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۴۳زگریه آینه هر دلی که روشن شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۴۴ز برق حسن تو هر خار نخل ایمن شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۴۵فغان که وحشی من مانده از رمیدن شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۴۶زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴۷رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴۸خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.