پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۴۱

جنون من ز نسیم بهار کامل شد

حذر کنید که دیوانه بی سلاسل شد

گذشت صبح نشاطش به خواب بیخبری

سیه دلی که ز سیر شکوفه غافل شد

مرا چو نوسفران نیست چشم بر منزل

که از فتادگیم راه جمله منزل شد

قبول خلق شد از قرب حق حجاب مرا

سفیدرویی ظاهر سیاهی دل شد

درآفتاب قیامت عجب که تشنه شود

به آب تیغ تو هر تشنه ای که واصل شد

ز صید زخمی خود نیست بیخبر صیاد

چگونه حسن تواند ز عشق غافل شد؟

چراغ برق نماند به زیر دامن ابر

مباش امن ز دیوانه ای که عاقل شد

به چار موجه ازان کشتی تو افتاده است

که بادبان تو از دامن وسایل شد

سرم به سایه طوبی فرو نمی آید

که نخل کشته من دست و تیغ قاتل شد

به وصل منزل مقصود می رسد صائب

به نارسایی خود رهروی که قایل شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴۳زگریه آینه هر دلی که روشن شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۴۴ز برق حسن تو هر خار نخل ایمن شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۴۵فغان که وحشی من مانده از رمیدن شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۴۶زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۴۷رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۴۸خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴۹اگر به بیخبری یار می توانی شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵۰زصدق اگر نفس صبحگاه خواهی شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.