پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۰

زصدق اگر نفس صبحگاه خواهی شد

ز چشم شور فلک مد آه خواهی شد

بلند وپست جهان در قفای یکدگرست

اگر به چرخ روی خاک راه خواهی شد

اگر ستاره اشک ندامت است بلند

غمین مباش که پاک از گناه خواهی شد

زظلمت تو جهانی به خواب خواهد رفت

چنین زغفلت اگر دل سیاه خواهی شد

اگر ز عشق ترا هست آتشی در سر

چراغ بتکده وخانقاه خواهی شد

زدیدن توچه گلها که اهل دل چینند

اگر شکسته چو طرف کلاه خواهی شد

اگر چه یوسف مصری ز چرخ شعبده باز

به ریسمان برادر به چاه خواهی شد

نسیم شام نباید به خوش قماشی صبح

چه سود ازین که زخط خوش نگاه خواهی شد

مرو ز راه به امید توشه دگران

که چون پیاده حج خرج راه خواهی شد

منه زگوشه دل پای خود برون صائب

که هر کجاکه روی بی پناه خواهی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۵۲به خاک دیر جبینی که آشنا باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵۳خوش است حس که در پرده حیا باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵۴زخاکساری دل برقرار خودباشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵۵زانقلاب دل آسوده بیشتر باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۵۶خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۵۷مرا که سایه خم سایه کمر باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۵۸فروغ گوهر چرخ از جلای دل باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵۹مرا جلای دل از چشم خونفشان باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.