پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۶

خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد

خوشا سری که سزاوار دردسر باشد

شرربه آتش وشبنم به بوستان برگشت

دل رمیده ما چند در سفر باشد

بساز با جگر تشنه چون شدی مجنون

که آب دانه زنجیر از جگر باشد

زجدوجهد گذر کن که در طریق فنا

حجاب اول پروانه بال وپر باشد

زنقش بادبه دست است موج دریا را

صدف زساده دلی مخزن گهر باشد

نصیب چرب زبانان شود حلاوت عمر

همیشه صحبت بادام با شکر باشد

غم زمانه به بی حاصلان ندارد کار

زنند سنگ به نخلی که بارور باشد

کجا زسنگ ملامت غمین شوم صائب

مرا که تیشه به سر سایه کمر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۵۸فروغ گوهر چرخ از جلای دل باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵۹مرا جلای دل از چشم خونفشان باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶۰زبستگی دل آگاه شادمان باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۶۱ز چهره حال دل زار من عیان باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶۲دل گشاده من گلستان من باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶۳مرا امید نشاط از سپهر چون باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶۴حیات من سخنهای دلنشین باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶۵همیشه صاحب طول امل غمین باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.