پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶۵

همیشه صاحب طول امل غمین باشد

که چین به قدر بلندی در آستین باشد

اگر چه بر یدبیضا بود صباحت ختم

نظر به ساعد او صبح اولین باشد

به روشنایی دل هرکه صفحه ای خوانده است

چراغ در نظرش میل آتشین باشد

حضور می طلبی، تن به خاکساری ده

که عیش روی زمین در ته زمین باشد

به جان همیشه ز آسیب گاز می لرزد

چو شمع، تیغ زبانی که آتشین باشد

به اختصارحلاوت توان ز منزل یافت

که فرش خانه زنبور انگبین باشد

ز گریه روشنی دیده می شودافزون

چراغ خانه چشم اشک آتشین باشد

ازان به دیده دهم جای اشک لعلی را

که چشم خشک نگین دان بی نگین باشد

به دوری از نظر من نمی توان شد دور

که عینک دل عشاق دوربین باشد

شود ز طول امل تنگ دستگاه نشاط

که چین به قدر بلندی در آستین باشد

ز خرج بیش شود دخل باددستان را

که سربلندی خرمن ز خوشه چین باشد

برای لقمه حریص از حیات می گذرد

که مرگ مور مهیا در انگبین باشد

یکی است مرگ وحیاتش به چشم زنده دلان

دلی که زنده به گورازغبارکین باشد

مگوی حرف نصیحت به غافلان صائب

مزن تپانچه به رویی که آهنین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶۷حضور روی زمین در فتادگی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۶۸نشاط زنده دلان پایدار می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶۹نشاط لازم نقص عقول می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۰سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۱خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۲به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷۳به زیر چرخ دل شادمان نمی‌باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.