پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۷۲

به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد

که انقلاب در آب گهر نمی باشد

سیاه بختی ما رنگ بست افتاده است

وگرنه هیچ شبی بی سحر نمی باشد

دلیل قلزم وحدت بس است صدق طلب

که سیل در گرو راهبر نمی باشد

زبان لاف درازست بی کمالان را

سگ خموش در این رهگذر نمی باشد

ز پشت آینه شد خیره چشم آینه دار

فروغ حسن ازین بیشتر نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷۵ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۷۶دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۷نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۸نه هر سخن نشناسی سخنوری داند
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۹کریم اوست که خود را بخیل می داند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸۰دلیل راه کج از مستقیم می داند
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۸۱قد تو سرو چمن را پیاده می داند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.