پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۷۸

نه هر سخن نشناسی سخنوری داند

نه هر سیاه دلی کیمیاگری داند

عیار آبله دست را که می داند

نه قیمت گهرست این که جوهری داند

درین بساط نشیند درست نقش کسی

که بوریا را دیبای ششتری داند

نماز زاهد خودبین کجا رسد جایی

که چرخ سجده خود را سکندری داند

کمال حافظ شیراز را ز صائب پرس

که قدر گوهر شهوار جوهری داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۸۰دلیل راه کج از مستقیم می داند
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸۱قد تو سرو چمن را پیاده می داند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۸۲چنان که حسن ترا هیچ کس نمی‌داند
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۸۳دهان تنگ تو هر خرده‌دان نمی‌داند
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸۴کجاست می که مرا شیرگیر گرداند
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۸۵کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸۶خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۸۷مرا شکستگی پا به آن جناب رساند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.