پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸۱

قد تو سرو چمن را پیاده می داند

رخ تو چهره گل را گشاده می داند

کمان نرم ترا هر که چاشنی کرده است

کمان سخت فلک را کباده می داند

بودتمام به میزان عقل سنگ کسی

که ناقصان را برخود زیاده می داند

اگر به خاک برابر شود زبیقدری

سخن سوار فلک را پیاده می داند

به روی تلخ ز من هرکه بگذرد صائب

دل رمیده من جام باده می داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۸۳دهان تنگ تو هر خرده‌دان نمی‌داند
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸۴کجاست می که مرا شیرگیر گرداند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۸۵کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۸۶خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸۷مرا شکستگی پا به آن جناب رساند
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۸۸ز حرف بر لب شیرین او اثرماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸۹به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۹۰اثر ز همت مستانه در شراب نماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.