پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸۸

ز حرف بر لب شیرین او اثرماند

که دیده نقش پی مور بر شکر ماند

نثار سوختگان ساز خرده جان را

که چون به سوخته پیوسته شد شرر ماند

ز نوبهار چه گل چیند آن نوپرداز

که در مشاهده نقش بال وپر ماند

قرین صافدلان شو که بی صفا نشود

هزار سال اگر آب در گهر ماند

بسر نیامد طومار عمر جهدی کن

که چون قلم ز تو در هر قدم اثرماند

درین بهار که یک دانه زیر خاک نماند

روا مدارسرمابه زیر پرماند

خوشا کسی که ازین خاکدان چودرگذرد

زنقش پای چراغی به رهگذر ماند

کجاست گوشه آسوده ای که چون نعلین

خیال پوچ دو عالم برون درماند

به خنده زندگی خویش را مده برباد

که در چمن گل نشکفته بیشتر ماند

فریب گوشه دستار اعتبار مخور

که غنچه در بغل خا تازه ترماند

دوزلف یار به هم آنقدرنمی ماند

که روز ماوشب ما یکدگر ماند

اگربه خضر رسد می شودبیابان مرگ

ز راه هرکه به امید راهبر ماند

ز فکر بیش وکم رزق دل مخور صائب

که راه طی شود و توشه بر کمر ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۹۰اثر ز همت مستانه در شراب نماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۹۱خزان رسید وگل افشانی بهار نماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹۲به زلف سنبل وخط بنفشه کی پیچم
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۹۳نه گل نه لاله درین خارزار می ماند
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۹۴فلک به آبله خار دیده می‌ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۹۵سخن غریب چو شد در وطن نمی ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۹۶زخنده تو گره در دلی نمی ماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۹۷موحدان که به لیل ونهار ساخته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.