پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۹۴

فلک به آبله خار دیده می‌ماند

زمین به دامن در خون کشیده می‌ماند

طراوت از ثمر آسمانیان رفته است

ترنج ماه به نار کفیده می‌ماند

زمین ساکن و خورشید آتشین جولان

به دست و زانوی ماتم رسیده می‌ماند

نه سبزه‌اش به طراوت نه لاله‌اش به صفا

فضای باغ به کشت چریده می‌ماند

شکفته چون شوم از بوستان که لاله وگل

به سینه‌های جراحت رسیده می‌ماند

ز رشته‌های سرشکم که چشم بد مرساد

زمین به صفحه مسطر کشیده می‌ماند

مگر همای سعادت هوای من دارد

که دل به طایر شهباز دیده می‌ماند

ز آب چشم که این تاک سبز گردیده است

که این شراب به خون چکیده می‌ماند

کمند حادثه را چین نارسایی نیست

رمیدنی به غزال رمیده می‌ماند

گلی که دیده شبنم به خون نشسته اوست

به پشت دست ندامت گَزیده می‌ماند

ز روی لاله ازان چشم برنمی‌دارم

که اندکی به دل داغ دیده می‌ماند

چو تیر راست روان بر زمین نمی‌مانند

عداوتی به سپهر خمیده می‌ماند

تمتع از رخ گل می‌برند دیده‌وران

به عندلیب گلوی دریده می‌ماند

ز بس که آبله دل ز هم نمی‌گسلد

نفس به رشته گوهر کشیده می‌ماند

سخن‌شناس اگر در جهان بود صائب

مرا کدام غزل از قصیده می‌ماند

جواب آن غزل است این که گفت عارف روم

خزان به گونه هجران کشیده می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۹۶زخنده تو گره در دلی نمی ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۹۷موحدان که به لیل ونهار ساخته اند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹۸سبکروان به زمینی که پاگذاشته اند
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۹۹سبکروان ز خَمِ آسمان برآمده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۰۰فسردگان که اسیر جهان اسبابند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۰۱سزد که خرده جان را کند نثار سپند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰۲چه دیده است در آن آتشین عذار سپند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۰۳فسردگان که طلسم وجود نشکستند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.