پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰۰

فسردگان که اسیر جهان اسبابند

به چشم زنده دلان نقش پرده خوابند

ز خویشتن سرمویی چو نیستند آگاه

چه سود ازین که نهان در سمور وسنجابند

چو خون مرده به نشتر زجا نمی جنبند

هلاک بستر نرمند و مرده خوابند

مخور ز ساده دلی روی دست هم گهران

که در شکستن هم همچو موج بیتابند

ز زهد نیست به میخانه گر نمی آیند

خجل ز آینه داران عالم آبند

نمی شوند چو موج لطیف جوهر بحر

چو خاروخس همگی خرج راه سیلابند

خبر ز ساحل این بحر آن کسان دارند

که سر جیب فرو برده همچو گردابند

تهی ز باده حکمت مدان خموشان را

که همچو کوزه سر بسته پر می نابند

به چشم قبله شناسان عالم تجرید

ز خود تهی شدگان زمانه محرابند

رواج عالم تقلید سنگ راه شده است

وگرنه رشته زنار وسبحه همتابند

به آشنایی مردم مبند دل صائب

که لوح خاک چو آیینه خلق سیمابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۰۲چه دیده است در آن آتشین عذار سپند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۰۳فسردگان که طلسم وجود نشکستند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۰۴خوش آن کسان که دردل برآرزو بستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۰۵سحر که چهره خورشید را به خون شستند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۰۶هزار نقش مخالف به کار ما کردند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۰۷سبکروان که طلبکار یار می گردند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰۸اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۰۹کسان که جانب هم را نگه می دارند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.