پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۹۳

نه گل نه لاله درین خارزار می ماند

دویدنی به نسیم بهار می ماند

مآل خنده بودگریه پشیمانی

گلاب تلخ ز گل یادگار می ماند

بساط خاک بودراه وخلق نقش قدم

کدام نقش قدم پایدار می ماند

به عشق کن دل خود زنده کز نسیم اجل

چراغ زنده دلی برقرار میماند

چنین که تنگ گرفته است بر صدف دریا

چه آب در گهر شاهوار می ماند

بریز برگ وبکش بار کز خزان برجا

درین حدیقه همین برگ وبار می ماند

مگر شهید به این تیغ کوه شد فرهاد

که لاله اش به چراغ مزار می ماند

غبار خط تو تابسته است در دل نقش

دلم به مصحف خط غبار می ماند

مه تمام هلال وهلال شد مه بدر

به یک قرار که در روزگار می ماند

زلاله وگل این باغ وبوستان صائب

به باغبان جگر داغدار می ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۹۵سخن غریب چو شد در وطن نمی ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۹۶زخنده تو گره در دلی نمی ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹۷موحدان که به لیل ونهار ساخته اند
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۹۸سبکروان به زمینی که پاگذاشته اند
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۹۹سبکروان ز خَمِ آسمان برآمده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۰۰فسردگان که اسیر جهان اسبابند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰۱سزد که خرده جان را کند نثار سپند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۰۲چه دیده است در آن آتشین عذار سپند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.