پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۷۰

سبکروان ترا نقش پا نمی باشد

اثر ز پاک فروشان بجانمی باشد

نگاه حسن شناسان همیشه در سفرست

دل غریب خیالان بجا نمی باشد

میان خال وخط وحسن راه بسیارست

اگر چه لفظ ز معنی جدا نمی باشد

ز نوبهار جوانی ذخیره ای بردار

که رنگ وبوی جهان را وفا نمی باشد

مخور فریب تماشای روی کار جهان

که هیچ آینه ای بی قفا نمی باشد

سعادت ازلی از دل شکسته طلب

درین خرابه بغیر از همانمی باشد

غبار قافله آرزوست گردملال

ملال در دل بی مدعا نمی باشد

گره چو وقت سرآیدگرهگشاگردد

گشاد غنچه به دست صبا نمی باشد

به روشنایی هم می روندسوختگان

به وادیی که منم نقش پا نمی باشد

به راه پر خطر عشق راست شو صائب

که غیر راستی اینجا عصا نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷۲به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷۳به زیر چرخ دل شادمان نمی‌باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۵ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۶دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۷نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷۸نه هر سخن نشناسی سخنوری داند
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷۹کریم اوست که خود را بخیل می داند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.