پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶۷

حضور روی زمین در فتادگی باشد

هدف نشانه تیر از ستادگی باشد

به قدر ریزش ابرست بخشش دریا

گهرفشانی دست از گشادگی باشد

به قدر نقش پذیری سیاه گردد دل

صفای سینه به مقدار سادگی باشد

ز سنگ لعل و ز نِی می شود شکر پیدا

چه احتیاج هنر را به زادگی باشد

ز چاه یوسف مصری به اوج جاه رسید

عروج مرد به قدر فتادگی باشد

در اختیار نباشد سوار پابرجا

عنان مرد به دست از پیادگی باشد

چنان که گردش پرگار ار فشردن پاست

روانی سخن از ایستادگی باشد

گشاده روی به اخوان سلوک کن صائب

که فیض صبحدم از روگشادگی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶۹نشاط لازم نقص عقول می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷۰سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۷۱خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۲به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۳به زیر چرخ دل شادمان نمی‌باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷۵ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷۶دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.