پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶۸

نشاط زنده دلان پایدار می باشد

درین پیاله می بی خمار می باشد

در آفتاب جهانتاب محوگردیدن

نصیب شبنم شب زنده دار می باشد

دل گرفته ز زخم زبان نیندیشد

گشادآبله درخارزار می باشد

ز درد وداغ ندارندعاشقان سیری

زمین سوخته عاشق شرار می باشد

حذر زآه جگرسوز بینوایان کن

که تیغ خشک لبان آبدار می باشد

ز بخت تیره دل سخت نرم می گردد

که شمع در دل شب اشکبار می باشد

نتیجه دل سخت است تنگ خلقیها

پلنگ خشم درین کوهسار می باشد

ز مکر نفس بیندیش در کهنسالی

که زهردربن دندان مار می باشد

چو عیسی آن که کند نفس را عنانداری

به دوش چرخ سبکرو سوار می باشد

چگونه سرو نباشد خجل ز دعوی خویش

که برگ بر دل آزاده بار می باشد

ز پرده حسن همان فیض خویش می بخشد

نقاب چهره عنبر بهار می باشد

بساز با دل پرخون درین جهان صائب

که نافه را نفس مشکبار می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷۰سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷۱خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۷۲به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۳به زیر چرخ دل شادمان نمی‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۵ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷۶دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷۷نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.