پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶۶

به چشم من گل وخار چمن یکی باشد

نوای بلبل وصوت زغن یکی باشد

تو از نوای مخالف ز راست بیخبری

وگرنه نغمه سرادر چمن یکی باشد

ترا تعدد اخوان فکنده است به چاه

وگرنه یوسف گل پیرهن یکی باشد

یکی است پیش سبکروح زندگانی ومرگ

که صبح را کفن وپیرهن یکی باشد

به توتیا چه کنم چشم خود چوسرمه سیاه

مرا که ساختن وسوختن یکی باشد

مرا که خلق نیاید به دیده حق بین

حضور خلوت با انجمن یکی باشد

رخ چو آینه گرداندن است بی صورت

ترا که طوطی شیرین سخن یکی باشد

فغان که در حرم وصل بار همچو سپند

مرا نشستن و برخاستن یکی باشد

دل دونیم ز عاشق دلیل یکرنگی است

که خامه دو زبان را سخن یکی باشد

به چشم هرکه رمیده است از جهان صائب

زمین غربت وخاک وطن یکی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶۸نشاط زنده دلان پایدار می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۶۹نشاط لازم نقص عقول می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۷۰سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷۱خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷۲به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷۳به زیر چرخ دل شادمان نمی‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷۴کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷۵ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.