پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶۰

زبستگی دل آگاه شادمان باشد

که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد

شکسته پایی من برفلک گران باشد

پیاده هر که رودبار کاروان باشد

قدم برون منه از خودکه تیر کجرفتار

همان به است که در خانه کمان باشد

درین دوهفته که گل گرم محمل آرایی است

کسی چه در پی تعمیر آشیان باشد

و فابه وعده نمودن خوش است پیش از وقت

که ماه سی شبه بردیده ها گران باشد

زبان شکوه ما نیست شمع هر مجلس

چو سنگ آتش مادر جگر نهان باشد

برون ز عالم گل عشق را خیابانهاست

که سرو کوته آن عمر جاودان باشد

نتیجه نفس گرم عندلیبان است

که عمر شبنم گستاخ یک زمان باشد

امید هست خدامهربان شود صائب

طبیب اگر به من خسته سرگران باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶۲دل گشاده من گلستان من باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۶۳مرا امید نشاط از سپهر چون باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶۴حیات من سخنهای دلنشین باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۶۵همیشه صاحب طول امل غمین باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶۶به چشم من گل وخار چمن یکی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶۷حضور روی زمین در فتادگی باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶۸نشاط زنده دلان پایدار می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶۹نشاط لازم نقص عقول می باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.