پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۵

زانقلاب دل آسوده بیشتر باشد

کمند وحدت ما موجه خطر باشد

بجز دهان تو کزچهره است خندانتر

که دیده غنچه که از گل شکفته ترباشد

زمی فروغ لب لعل اودوبالا شد

می دو آتشه را نشأه دگر باشد

به سخت رومکن اظهار تنگدستی خویش

بشوی دست ز آبی که در گهرباشد

بیان شوق محال است ورنه نامه من

نه نامه ای است که محتاج نامه برباشد

گره به سایه ابربهار نتوان زد

مبند دل به حیاتی که در گذر باشد

به بردباری من نیست کوهکن در عشق

که کوه بردل من سایه کمرباشد

زتیره بختی خود شکوه نیست عاشق را

که ناله در دل شب بیش کارگر باشد

اگر به ترک کله دیگران شوند آزاد

کلاه مردم آزاده ترک سرباشد

به راستی زثمره همچوسرو قانع باش

که پشت شاخ خم از منت ثمر باشد

دعای مردم افتاده رد نمی گردد

حذر کنید زدستی که زیر سر باشد

زعیب خویش هنر نیست چشم پوشیدن

که پرده پوشی عیب کسان هنر باشد

سرود عشق ز تن پروران مجو صائب

چه ناله خیزد ازان نی که پرشکر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۵۷مرا که سایه خم سایه کمر باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵۸فروغ گوهر چرخ از جلای دل باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵۹مرا جلای دل از چشم خونفشان باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۶۰زبستگی دل آگاه شادمان باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶۱ز چهره حال دل زار من عیان باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶۲دل گشاده من گلستان من باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶۳مرا امید نشاط از سپهر چون باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶۴حیات من سخنهای دلنشین باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.