پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۳

خوش است حس که در پرده حیا باشد

که بدنماست پریزاد خودنماباشد

برهنگی نشود پرده شرافت ذات

چه نقص دارد اگر کعبه بی قبا باشد

کلید صد در بسته است جنبش نفسش

لبی که خامش از اظهار مدعا باشد

مروت است که در عهد آن لب میگون

فضای سینه من دشت کربلا باشد

ازان فقیر تمنای مومیایی کن

که خود شکسته تر از نقش بوریا باشد

زسایلان در مسجد نمی شود خالی

در کریم محال است بی گدا باشد

کدورت است زگردون نصیب زنده دلان

که رزق شمع همین گردازآسیا باشد

در بهشت نبندندبر رخش صائب

مرا کسی که به میخانه رهنما باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۵۵زانقلاب دل آسوده بیشتر باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵۶خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵۷مرا که سایه خم سایه کمر باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵۸فروغ گوهر چرخ از جلای دل باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۵۹مرا جلای دل از چشم خونفشان باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶۰زبستگی دل آگاه شادمان باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶۱ز چهره حال دل زار من عیان باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶۲دل گشاده من گلستان من باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.