پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۴۸

خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد

دو روزه هستی من عمر جاودانی شد

به عمر خویش تلافی نمی توان کردن

زفرصت آنچه مرا فوت در جوانی شد

فغان که لعل لب آبدار او از خط

سیاه کاسه تر از آب زندگانی شد

به خنده باز مکن لب که عمر گل کوتاه

درین ریاض ز تأثیر شادمانی شد

در آن جهان گل رعنای باغ فردوس است

ز اشک چهره زردی که ارغوانی شد

زنخلها که رساندم درین ریاض مرا

کف پرآبله قسمت ز باغبانی شد

خوشم که مایه اشکی بهم رسید مرا

اگر چه خون دلم از حسرت جوانی شد

مرا ز گریه شب روح تازه شد صائب

نصیب خضر اگر آب زندگانی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۵۰زصدق اگر نفس صبحگاه خواهی شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵۱فغان که هستی ما خرج آشنایی شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵۲به خاک دیر جبینی که آشنا باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵۳خوش است حس که در پرده حیا باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۵۴زخاکساری دل برقرار خودباشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۵۵زانقلاب دل آسوده بیشتر باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۵۶خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵۷مرا که سایه خم سایه کمر باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.