پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۳۰

ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟

به پشت آینه پیداست کز صفا چه رسد

نه زلف شانه کند نه به چشم سرمه کشد

به خود نمی رسد آن شوخ تا به ما چه رسد!

دویدن است ز نعمت نصیب چشم حریص

ز دانه غیر تردد به آسیا چه رسد؟

ز شبنم است مهیا هزار دیده شور

ازین بهار به مرغان بینوا چه رسد؟

ز حرف مردم بیگانه گوش می گیرم

به آشنا و سخنهای آشنا چه رسد

به چشم خیره خورشید آب می گردد

به دیده من ازان آتشین لقا چه رسد؟

ز چشم منتظران تا به مصر یک دام است

ز بوی پیرهن آخر به چشم ما چه رسد؟

ز عشق قسمت زاهد کلام بی مغزی است

بغیر کاه ز خرمن به کهربا چه رسد؟

رساند کسب هوا خانه حباب به آب

به مغز پوچ تو تا صائب از هوا چه رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۳۲به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳۳ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۳۴شکوفه از افق شاخسار پیدا شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳۵ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳۶زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳۷اگر چنین سخن ما بلند خواهد شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳۸وفا طلب زجهان فنا نباید شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳۹به روی گرم تو آیینه تا برابر شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.