پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱۸

ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزد

ز پیش راه تو چون گرد آسمان خیزد

ز فکر روی تو روشن شد آنچنان دل من

که همچو صبح مرا نور از دهان خیزد

به کام دل نفس آتشین چگونه کشم؟

مرا کز آتش گل دود از آشیان خیزد

مشو ز پاس دل رام گشته ام غافل

که از رمیدن من گرد از جهان خیزد

نشست گرد یتیمی ز روی گوهر، بحر

چه زنگ از دلم از چشم خونفشان خیزد؟

ز زخم تیر مکافات ظالمان نرهند

که پیشتر ز نشان ناله از کمان خیزد

نه آنچنان ز گرانی نشسته است به گل

سفینه ام، که به امداد بادبان خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲۰همیشه از دل من آه سرد می خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲۱به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲۲ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲۳به می غم از دل افگار برنمی خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲۴لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲۵ز جلوه تو دل آسمان فرو ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲۶عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۲۷ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.