پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲۱

به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟

به آب چشم چه گل از مزار می خیزد؟

کند چه نشو و نما نخل ما در آن گلشن

که العطش ز لب جویبار می خیزد

کسی که همچو صدف دامن از جهان چیند

ز دامنش گهر شاهوار می خیزد

چو صبح هرکه دل از مهر صیقلی کرده است

ز سینه اش نفس بی غبار می خیزد

ز تیغها که شکسته است آه در جگرم

نفس ز سینه من زخمدار می خیزد

علم شود به طراوت کسی که چون نرگس

ز خواب ناز به روی بهار می خیزد

ز آتشی که مرا در دل است همچو سپند

هزار ناله بی اختیار می خیزد

شکایت از ستم عشق اختیاری نیست

به تازیانه آتش شرار می خیزد

سپهر شربت بیمار من کند شیرین

به شیره ای که ز دندان مار می خیزد

سپند آتش حسن ترا شماری نیست

اگر یکی بنشیند هزار می خیزد

اگر به سوختگان گرم برخوری چه شود؟

نه شعله نیز به تعظیم خار می خیزد؟

نشان همت والاست وحشت از دو جهان

که این پلنگ ازین کوهسار می خیزد

که چشم کرد دل داغدار صائب را؟

که دود تلخی ازین لاله زار می خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲۳به می غم از دل افگار برنمی خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲۴لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲۵ز جلوه تو دل آسمان فرو ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲۶عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲۷ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲۸به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲۹فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳۰ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.