پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰۸

ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد

مرا ز گرمی پرواز بال و پر سوزد

چو لاله می شود از باد صبح روشنتر

چراغ هرکه به خونابه جگر سوزد

خط مسلمی دوزخ است روز حساب

به درد و داغ دل هرکه بیشتر سوزد

دلی که سوخته داغ آتشین رویی است

در آفتاب قیامت چرا دگر سوزد؟

چگونه خواب نسوزد به دیده تر من؟

رخی که پرتو او آب در گهر سوزد

بغیر زنده دلی در جهان چراغی نیست

که روز تا به شب و شام تا سحر سوزد

چراغ چشم مرا کز رخ تو روشن شد

روا مدار که در مجلس دگر سوزد

کشیده دار عنان آه و ناله را صائب

مباد از دم گرم تو خشک و تر سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۱۰نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱۱نگه ز دیدن رخسار یار می سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱۲مرا ز باده گلگون دماغ می سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱۳به روی خوب تو هرکس ز خواب برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱۴نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱۵بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۱۶چه غم ز سینه به یاد وصال برخیزد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱۷ازین بساط کسی شادمانه برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.