پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰۶

ز آه من دل سنگین یار می لرزد

ز برق تیشه من کوهسار می لرزد

به راز عشق دل بیقرار می لرزد

محیط بر گهر شاهوار می لرزد

در آب آینه لنگر فکند پرتو مهر

دل من است که بر یک قرار می لرزد

ز خویش بار بیفشان که تا ثمر دارد

چو برگ بید دل شاخسار می لرزد

چه غم ز سنگ ملامت جنون کامل را؟

که از محک زر ناقص عیار می لرزد

چو گوهری که ز آیینه باشدش میدان

عرق به چهره آن گلعذار می لرزد

چه اشک پاک توانی ز چشم مردم کرد؟

ترا که دست به نقش و نگار می لرزد

ز کار خلق گره باز چون توانی کرد؟

ترا که دست مدام از خمار می لرزد

چه گل ز دامن دشت جنون توانی چید؟

چنین که پای تو از زخم خار می لرزد

اگر چه همت آتش بلند افتاده است

به خرده ای که دهد چون شرار می لرزد

مشو ز زخم مکافات عاجزان ایمن

که برق را دل از آسیب خار می لرزد

کجا به رتبه منصور سرفراز شود؟

کسی که همچو رسن زیر دار می لرزد

به کوه اگر کمر و تاج روزگار دهد

دلش به دولت ناپایدار می لرزد

منم که بار غم عشق می برم صائب

وگرنه کوه درین زیر بار می لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰۸ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰۹ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱۰نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱۱نگه ز دیدن رخسار یار می سوزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱۲مرا ز باده گلگون دماغ می سوزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱۳به روی خوب تو هرکس ز خواب برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۱۴نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱۵بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.