پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۶

ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیرد

ز آب گوهرم آیینه زنگ می گیرد

فغان که آینه صاف صبح شنبه من

ز سایه شب آدینه زنگ می گیرد

فتاده است چنان آبدار گوهر من

که قفل بر در گنجینه زنگ می گیرد

می دو ساله جلا می دهد به یک نفسش

دلی که از غم دیرینه زنگ می گیرد

فلک به مردم روشن گهر کند بیداد

همیشه روی ز آیینه زنگ می گیرد

دلی که راه به آفات دوستداری برد

ز مهر بیشتر از کینه زنگ می گیرد

ز بس گزیده شدم از سخن، مرا صائب

ز طوطی آینه سینه زنگ می گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹۸ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹۹نه پشت پای بر اندیشه می توانم زد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰۰ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰۱به دور حسن تو با گلستان که پردازد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰۲چو تیغ او به جبین چین جوهر اندازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۰۳بهار را چمنت مست رنگ و بو سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰۴دل مرا نگه گرم یار می سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۰۵کسی که خرده خود صرف باده می سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.