پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸۵

اگر وطن به مقام رضا توانی کرد

غبار حادثه را توتیا توانی کرد

جهان ناخوش اگر صد کدورت آرد پیش

ز وقت خوش همه را باصفا توانی کرد

ز سایه تو زمین آفتاب پوش شود

اگر تو دیده دل را جلا توانی کرد

اگر ز خویش برآیی به تازیانه وجد

سفر به عالم بی منتها توانی کرد

جمال کعبه ز سنگ نشان توانی دید

اگر ز صدق ، طلب رهنما توانی کرد

اگر چو شبنم گل ترک رنگ و بوی کنی

درون دیده خورشید جا توانی کرد

ز شاهدان زمین گر نظر فرو بندی

نظر به پردگیان سما توانی کرد

برون چو سوزن عیسی روی ز اطلس چرخ

اگر ز راست رویها عصا توانی کرد

بر آستان تو نقش مراد فرش شود

بساط خود اگر از بوریا توانی کرد

غذای نور توانی به تیره روزان داد

چو شمع از تن خود گر غذا توانی کرد

به کنه قطره توانی رسیدن آن روزی

که همچو موج به دریا شنا توانی کرد

ترا ز اهل نظر آن زمان حساب کنند

که جغد را به تصرف هما توانی کرد

ترا به هر غم و درد امتحان ازان کردند

که دردهای جهان را دوا توانی کرد

کلید قفل اجابت زبان خاموش است

قبول نیست دعا ، تا دعا توانی کرد

جواب آن غزل است این که گفت عارف روم

تو نازنین جهانی کجا توانی کرد؟

تو آن زمان شوی از اهل معرفت صائب

که ترک عالم چون و چرا توانی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸۷به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸۸ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸۹دل غریب مرا بوی گل بجا آورد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹۰دم مسیح دل دردمند ما نخورد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۹۱ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخورد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹۲دل شکسته من درد را دوا گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۹۳عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹۴ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.