پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸۰

نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد

به یک نگاه دل خویش آب نتوان کرد

کمال حسن ترا نقص اگر بود این است

که شیوه های ترا انتخاب نتوان کرد

ازان ز روز حساب ایمنی که می دانی

که بیحساب تو ظالم، حساب نتوان کرد

ظهور معنی نازک بود ز پرده لفظ

نظاره رخ او بی نقاب نتوان کرد

نکرده آب دل خویش را چو شبنم گل

تهیه سفر آفتاب نتوان کرد

علاج غفلت خود کن که پای خواب آلود

سفر چو تنگ شود، در رکاب نتوان کرد

کجا به سینه دل عاشقان قرار کند؟

به روی بستر بیگانه خواب نتوان کرد

به روزگار کهنسالی این فراموشی

عطیه ای است که یاد شباب نتوان کرد

فریب عشق به آه دروغ نتوان داد

شکار خضر به دام سراب نتوان کرد

درین محیط که طوفان نوح ابجد اوست

به هر نسیم چو موج اضطراب نتوان کرد

به یک نظر که ترا داده اند حیران باش

که سیر بحر به چشم حباب نتوان کرد

به فکر خلق چه نسبت خیال صائب را؟

چرا تمیز خطا از صواب نتوان کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸۲تلاش بیخبری با شعور نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸۳تو را به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸۴مرا ز خویش کی آن غنچه لب جدا می کرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۸۵اگر وطن به مقام رضا توانی کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸۶اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸۷به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸۸ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸۹دل غریب مرا بوی گل بجا آورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.