پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷۶

ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد

نهفته در جگر سنگ چون شرارم کرد

برس به داد من ای ساقی گران تمکین

که توبه منفعل از روی نوبهارم کرد

ز آب من جگر تشنه ای نشد سیراب

چه سود ازین که فلک لعل آبدارم کرد؟

ز برگریز مرا چون شکوفه باکی نیست

که پیشتر ز خزان خرج نوبهارم کرد

چه کرده بود دل شیشه جان من، که قضا

ز روی سخت فلک آهنین حصارم کرد

ازان محیط گرامی همین خبر دارم

که همچو سیل سبکسیر بیقرارم کرد

دویده بود به عالم سبک عنانی من

گران رکابی درد تو پایدارم کرد

لبش به یک سخن تلخ ساخت بیدارم

ز تلخی این می پر زور هوشیارم کرد

ز حرف شکوه لبم بود تیغ زهرآلود

به یک تبسم دزدیده شرمسارم کرد

ز کم عیاری من سکه روی می تابید

گداز بوته عشق تو خوش عیارم کرد

مرا به حال خود ای عشق بیش ازین مگذار

که بیغمی یکی از اهل روزگارم کرد!

همان ز پرده دل گشت جلوه گر صائب

کسی که خون به دل از درد انتظارم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷۸نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷۹شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸۰نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۸۱علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸۲تلاش بیخبری با شعور نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸۳تو را به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸۴مرا ز خویش کی آن غنچه لب جدا می کرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸۵اگر وطن به مقام رضا توانی کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.