پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷۵

رسید موسم گل ترک کار باید کرد

نظاره گل روی بهار باید کرد

شکوفه وار اگر خرده زری داری

نکرده سکه نثار بهار باید کرد

اگر ضرور شود صید بهر دفع ملال

تذرو جام و بط می شکار باید کرد

به یاد عمر سبکرو که همچو آب گذشت

نظر در آینه جویبار باید کرد

وصال سوختگان تازه می کند دل را

شبی به روز درین لاله زار باید کرد

شمار مهره گل نیست کار زنده دلان

به جای سبحه نفس را شمار باید کرد

می است قافله سالار عیشهای جهان

به می ز عیش جهان اختصار باید کرد

چو هیچ کار به اندیشه بر نمی آید

چه بر دل اینهمه اندیشه بار باید کرد؟

کجاست فرصت تعمیر این جهان خراب؟

مرا که رخنه دل استوار باید کرد

جنون و عقل مکرر شده است، راه دگر

میان عقل و جنون اختیار باید کرد

ز دوستان موافق جدا شدن سخت است

مشایعت به نسیم بهار باید کرد

چو خصم سفله ز نرمی درشت می گردد

ملایمت ز چه با روزگار باید کرد؟

غزال عیش اگر سرکشی کند صائب

کمندش از سر زلف نگار باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷۷ز خویشتن سفری اختیار خواهم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷۸نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۷۹شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۸۰نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸۱علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸۲تلاش بیخبری با شعور نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸۳تو را به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸۴مرا ز خویش کی آن غنچه لب جدا می کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.