پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷۰

به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟

نمک به شور قیامت چه می تواند کرد؟

به آفتاب جهانسوز اوج یکتایی

هجوم شبنم کثرت چه می تواند کرد؟

نمی شود دل روشن سیه ز گرد گناه

به آب حیوان ظلمت چه می تواند کرد؟

هزار پیرهن از گرد خاکسار ترم

به من غبار مذلت چه می تواند کرد؟

درازدستی حرص و فراخ گامی سعی

به تنگ گیری قسمت چه می تواند کرد؟

متاع خوب به هر جا رود عزیز بود

به ماه کنعان غربت چه می تواند کرد؟

ز سخت جانی من سنگ پا به کوه نهاد

به من زبان ملامت چه می تواند کرد؟

ز یار شکوه بیجا چه می کنی صائب؟

به آن غرور شکایت چه می تواند کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷۲سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷۳وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۷۴دمید صبح، هوای شراب باید کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷۵رسید موسم گل ترک کار باید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۷۶ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷۷ز خویشتن سفری اختیار خواهم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷۸نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷۹شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.