پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۳

مرا به زخم زبان روزگار می‌گذرد

مدار آبله من به خار می‌گذرد

به اعتبار عزیز جهان شدن سهل است

عزیز اوست که از اعتبار می‌گذرد

به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاه

چو لاله با جگر داغدار می‌گذرد

نفس شمرده برآور که خود حسابان را

حساب زود به روزِ شمار می‌گذرد

ز غفلت آن که نگیرد ز دیگران عبرت

ز صیدگان جهان بی‌شکار می‌گذرد

دل رمیده بود در بغل بیابانگرد

که موج در دل بحر از کنار می‌گذرد

چه سود ازین که سراپا چو نرگسی همه چشم؟

ترا که عمر به خواب و خمار می‌گذرد

به قدر جام تو از باده می‌کنی مستی

وگرنه بحر ازین جویبار می‌گذرد

به وصل سوخته‌ای زود خویش را برسان

وگرنه خرده جان چون شرار می‌گذرد

مخور ز بی‌خبری روی دست بیکاری

که مزد می‌رود و وقت کار می‌گذرد

عجب که صورت دیوار جان نمی‌یابد

به محفلی که در او حرف یار می‌گذرد

اگرچه وعده خوبان وفا نمی‌دارد

خوش آن حیات که در انتظار می‌گذرد

ترحم است بر آن مرده دل که از دنیا

به روشنایی شمع مزار می‌گذرد

در آن چمن که تو لنگر فکنده‌ای صائب

گل پیاده سبک چون سوار می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶۵ترا چه غم که شب ما دراز می‌گذرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۶۶ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶۷همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶۸ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶۹قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷۰به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷۱حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷۲سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.