پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۱

خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد

چو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد

گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشاید

اگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد

ملایمت سپر سیل حادثات بود

شراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد

به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابر

ز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد

کسی که حفظ کند آبروی غیرت را

تمام مدت عمرش به یک وضو گذرد

سیاهروی بود پیش اهل حال کسی

که همچو خامه مدارش به گفتگو گذرد

به آفتاب جهانتاب می رسد صائب

سبکروی که چو شبنم ز رنگ و بو گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶۳مرا به زخم زبان روزگار می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۶۴صباح مستی و شام خمار می‌گذرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶۵ترا چه غم که شب ما دراز می‌گذرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶۶ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶۷همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶۸ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۶۹قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷۰به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.