پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵۵

قدم به چشم من خاکسار نگذارد

ز ناز پا به زمین آن نگار نگذارد

امیدوار چنانم که جذب عشق مرا

میان اهل هوس شرمسار نگذارد

رسید نوبت خط، بیش ازین مروت نیست

که دست بر دل من آن نگار نگذارد

چها کند به دل بیقرار من شوخی

که آب آینه را برقرار نگذارد

به آه و ناله من ره که می تواند بست؟

مرا به خلوت اگر پرده دار نگذارد

کسی که بار ز دل بر نمی تواند داشت

به دوش خلق همان به که بار نگذارد

به نامرادی و بی حاصلی خوشم، ترسم

به حال خویش مرا روزگار نگذارد

توقعی که مرا از سپهر هست این است

که آرزوی مرا در کنار نگذارد

به خار خار محبت امیدها دارم

که زیر خاک مرا برقرار نگذارد

به خون خویش زند غوطه راه پیمایی

که پا شمرده درین خارزار نگذارد

رسد به آب بقا پاک طینتی صائب

که دل به هستی ناپایدار نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۵۷چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵۸بیاض گردن او دست من ز کار برد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۵۹ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶۰تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶۱خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶۲فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۶۳مرا به زخم زبان روزگار می‌گذرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶۴صباح مستی و شام خمار می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.