پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴۶

به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد

ز هر الف به نظر شاخ سنبلی دارد

عزیمت تو فتاده است در توکل سست

وگرنه بحر ز هر موجه ای پلی دارد

منم که روزی من پشت دست افسوس است

وگرنه خار به کف دامن گلی دارد

چو موج، بی خطر از بحر می رسد به کنار

به دست هرکه عنان توکلی دارد

کلاه شعله اگر کج نهد سزاوارست

گل چراغ چو پروانه بلبلی دارد

به پای هر که خلیده است از گلی خاری

بر آن قفس نزند گل که بلبلی دارد

جگر خراش فتاده است تیشه غیرت

وگرنه کوهکن ما تحملی دارد

کدام برق تجلی ز ابر بیرون تاخت؟

که کوه طور عجایب تزلزلی دارد

کدام مطلب عالی است در نظر دل را؟

که بر مراد دو عالم تغافلی دارد

بجز فتادگی ما که برقرار بود

ترقی همه در پی تنزلی دارد

مخور فریب تواضع ز خصم بد گوهر

که آب تیغ ز قد دو تا پلی دارد

تویی که فارغی از فکر عاقبت صائب

وگرنه صورت بی جان تأملی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴۸چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴۹چه باک دانه خال از گزند می دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۵۰سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵۱فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵۲درین بهار به گلزار رفتنی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۵۳ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵۴عذار نوخط دلدار دیدنی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۵۵قدم به چشم من خاکسار نگذارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.