پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴۲

شراب روز دل لاله را سیه دارد

ازین سخن مگذر سرسری که ته دارد

فروغ مشعل خورشید کرم شب تاب است

چنین که زلف تو روز مرا سیه دارد

چه فیضها صدف از پرتو خموشی یافت

گهر شود به کفش آب، هرکه ته دارد

چگونه بدر نگردد هلال غبغب او؟

ز ناز بالش خورشید تکیه گه دارد

عنان گسسته چو سیلاب می روم، بفرست

توجهی که عنان مرا نگه دارد

چسان برون ندهم شعله شکایت را؟

ازان دلی که چو مجمر هزار ره دارد

گشود بند قبا بی حجاب، آه کجاست

که چشم روزن این خانه را نگه دارد

درازدستی در کاروان احسان نیست

وگرنه چندین یوسف هنر به چه دارد

کسی که فکر سر خود نمی کند صائب

همیشه باد به کف، خاک در کله دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴۴شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴۵صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴۶به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴۷خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴۸چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴۹چه باک دانه خال از گزند می دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵۰سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۵۱فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.