پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳۹

گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد

هزار مرحله افزون به رنگ و بو دارد

خبر کسی که ازان حسن عالم آرا یافت

به هر طرف که کند روی، رو به او دارد

به آبرو ز حیات ابد قناعت کن

که خضر وقت بود هرکه آبرو دارد

به فکر پا سر آزادگان نمی افتد

که سرو، پای به گل در کنار جو دارد

دو هفته گرمی هنگامه اش نباشد بیش

علاقه هر که چو بلبل به رنگ و بو دارد

میان خوف و رجا حالتی است عارف را

که خنده در دهن و گریه در گلو دارد

ز حرف حالت بی مغز را توان دریافت

که در پیاله بود هرچه در کدو دارد

به سرو سرکشی افتاده است کار مرا

که رفتن دل من حکم آب جو دارد

ز سیر عالم بالا نمی شود غافل

چه شد که سرو به گل پای جستجو دارد

نخورده کرد سیه مست عندلیبان را

چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟

به چاره ساز ز بیچارگی توان پیوست

ترحم است بر آن کس که چاره جو دارد

فغان که آب نگردیده دل چو شبنم گل

کشش توقع ازان آفتاب رو دارد

امید لطف ز خورشید طلعتی است مرا

که آب زندگی آتش ز خوی او دارد

اگرچه سر به هوا اوفتاده آن خم زلف

خبر ز پیچش عشاق موبمو دارد

به هیچ رشته جان نیست تن پرستان را

علاقه ای که دل من به زلف او دارد

بجز سپند کز آتش نمی کند پروا

که ره به محفل آن ترک تندخو دارد؟

به هیچ چیز تسلی نمی شود صائب

که حرص عادت طفل بهانه جو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴۱درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴۲شراب روز دل لاله را سیه دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴۳خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴۴شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴۵صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴۶به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۴۷خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴۸چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.