فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۱ - گندم کار گفتمش با ماه گندم کار با من دار گوش
- شمارهٔ ۱۸۲ - خواجه زاده گفتمش با خواجه زاده از غمت هستم ملول
- شمارهٔ ۱۸۳ - کمانگر با آن بت کمانگر تیری به کف رسیدم
- شمارهٔ ۱۸۴ - کمانگر دوش از وصل کمانگر امردی کردم حضور
- شمارهٔ ۱۸۵ - کاردگر کاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد
- شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگر آن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است
- شمارهٔ ۱۸۷ - کهله بر کهله بر امرد که دست خویش می سازد علم
- شمارهٔ ۱۸۸ - تسمه گر گرچه با من آن نگار تسمه گر هم مکتب است
- شمارهٔ ۱۸۹ - کلوته فروش مه کلوته فروشم که هست زیب چمن
- شمارهٔ ۱۹۰ - مسئله گو گفتم به شوخ مسئله گو ای پری لقا
- شمارهٔ ۱۹۱ - شیرپز شیرپز امرد که آمد از دهانش بوی شیر
- شمارهٔ ۱۹۲ - مؤذن وقت خفتن ساختم شوخ مؤذن را دعا
- شمارهٔ ۱۹۳ - ملاامام با مه ملا امامم دوش کردم اقتدا
- شمارهٔ ۱۹۴ - ملاامام دلبر ملا امامم جای در محراب کرد
- شمارهٔ ۱۹۵ - صوفی دلبر صوفی به ذکر خود مرا دلریش کرد
- شمارهٔ ۱۹۶ - پیکچی پیکچی امرد که خوی شمع و خوی او یکیست
- شمارهٔ ۱۹۷ - محتسب دوش کردم با نگار محتسب از دور هشت
- شمارهٔ ۱۹۸ - محتسب آن نگار محتسب را دوش دیدم مست خواب
- شمارهٔ ۱۹۹ - قصه خوان آن نگار قصه خوان تا کرده چادر معرکه
- شمارهٔ ۲۰۰ - تربز فروش دلبر تربز فروشم رو به هر سو می کند
- شمارهٔ ۲۰۱ - نقاره چی شوخ نقاره چی را بردم شبی به خانه
- شمارهٔ ۲۰۲ - ماهی پز ماهی پز امردی را بردم به صبحگاهی
- شمارهٔ ۲۰۳ - ماهی پز دلبر ماهی پزم باشد به رخ چون آفتاب
- شمارهٔ ۲۰۴ - ماهی گیر شوخ ماهی گیر باشد دلربای شوخ و شنگ
- شمارهٔ ۲۰۵ - شیخ زاده آن شیخ زاده امرد با من نمی شود یار
- شمارهٔ ۲۰۶ - قالب تراش بت قالب تراش سیم غبغب
- شمارهٔ ۲۰۷ - عینک ساز شوخ عینک ساز را دایم بود در عین چشم
- شمارهٔ ۲۰۸ - چلپک پز گفتمش با ماه چلپک پز ز غم لب می گزم
- شمارهٔ ۲۰۹ - باغبان باغبان امرد به باغش خویش را انداختم
- شمارهٔ ۲۱۰ - خشت ریز خشت ریز امرد که زو خاک وجودم بیختم
- شمارهٔ ۲۱۱ - نجار دلبر نجار با من آیت الکرسی بخواند
- شمارهٔ ۲۱۲ - آرد بیز آرد بیز امرد به مژگان عاشقان را کارد زد
- شمارهٔ ۲۱۳ - سوهانگر دلبر سوهانگر من خویش را پابست کرد
- شمارهٔ ۲۱۴ - نان پز نان پز امرد که باشد نرم مانند خمیر
- شمارهٔ ۲۱۵ - زواله تاب شوخ زواله تاب مرا آب داد و رفت
- شمارهٔ ۲۱۶ - ایلک باف ماه ایلک باف با من کرد سودا بر گشاد
- شمارهٔ ۲۱۷ - موی تاب گفتمش با موی تاب امرد تویی عمر ابد
- شمارهٔ ۲۱۸ - چرم گر چرم گر امرد که او را هست دستی بر گشاد
- شمارهٔ ۲۱۹ - چرم گر آن نگار چه مگر را دوش کردم میهمان
- شمارهٔ ۲۲۰ - چرم گر با نگار چرمگر دیروز یاری ساختم
- شمارهٔ ۲۲۱ - زین گر خانه زین آن بت زینگر عمارت می کند
- شمارهٔ ۲۲۲ - زین گر دوش گفتم با نگار زینگر حرف درشت
- شمارهٔ ۲۲۳ - مهر کن آن نگار مهرکن دارد سری با اهل درد
- شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریز کردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود
- شمارهٔ ۲۲۵ - رنگریز رنگریز امرد دکان خویش را واکرد و رفت
- شمارهٔ ۲۲۶ - گورکاو حال خود با گورکاو امرد شبی گفتم ز درد
- شمارهٔ ۲۲۷ - کبوترباز آن کبوتر باز امرد دل بود قربان او
- شمارهٔ ۲۲۸ - کبوترباز با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
- شمارهٔ ۲۲۹ - درودگر شوخ درودگر نکند راست خانه را
- شمارهٔ ۲۳۰ - یخ فروش آن شوخ یخ فروش که از اهل درد شد
- شمارهٔ ۲۳۱ - سیاهی فروش گفتم شبی به شوخ سیاهی فروش خود
- شمارهٔ ۲۳۲ - نجار دلبر نجار امشب کار عالم کرد و رفت
- شمارهٔ ۲۳۳ - نجار دلبر نجار من بیرون شد از مأوای خود
- شمارهٔ ۲۳۴ - چیت گر آن نگار چیت گر آمد شبی بر سر مرا
- شمارهٔ ۲۳۵ - قوناق دلبر قوناق دلالم بود در شهر طاق
- شمارهٔ ۲۳۶ - صحاف یا مه صحاف امشب قصد یاری ساختم
- شمارهٔ ۲۳۷ - نوره ساز نوره ساز امرد ز حالم مو به مو پرسید و رفت
- شمارهٔ ۲۳۸ - نوره ساز نوره ساز امرد که باشد مو به مویم آشنا
- شمارهٔ ۲۳۹ - سیه کار دوش آن بت سیه کار با بنده کرد تسلیم
- شمارهٔ ۲۴۰ - خرکار دلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.