پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

شهر آشوب

۳۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ - گندم کار گفتمش با ماه گندم کار با من دار گوش
  2. شمارهٔ ۱۸۲ - خواجه زاده گفتمش با خواجه زاده از غمت هستم ملول
  3. شمارهٔ ۱۸۳ - کمانگر با آن بت کمانگر تیری به کف رسیدم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ - کمانگر دوش از وصل کمانگر امردی کردم حضور
  5. شمارهٔ ۱۸۵ - کاردگر کاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگر آن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است
  7. شمارهٔ ۱۸۷ - کهله بر کهله بر امرد که دست خویش می سازد علم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ - تسمه گر گرچه با من آن نگار تسمه گر هم مکتب است
  9. شمارهٔ ۱۸۹ - کلوته فروش مه کلوته فروشم که هست زیب چمن
  10. شمارهٔ ۱۹۰ - مسئله گو گفتم به شوخ مسئله گو ای پری لقا
  11. شمارهٔ ۱۹۱ - شیرپز شیرپز امرد که آمد از دهانش بوی شیر
  12. شمارهٔ ۱۹۲ - مؤذن وقت خفتن ساختم شوخ مؤذن را دعا
  13. شمارهٔ ۱۹۳ - ملاامام با مه ملا امامم دوش کردم اقتدا
  14. شمارهٔ ۱۹۴ - ملاامام دلبر ملا امامم جای در محراب کرد
  15. شمارهٔ ۱۹۵ - صوفی دلبر صوفی به ذکر خود مرا دلریش کرد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ - پیکچی پیکچی امرد که خوی شمع و خوی او یکیست
  17. شمارهٔ ۱۹۷ - محتسب دوش کردم با نگار محتسب از دور هشت
  18. شمارهٔ ۱۹۸ - محتسب آن نگار محتسب را دوش دیدم مست خواب
  19. شمارهٔ ۱۹۹ - قصه خوان آن نگار قصه خوان تا کرده چادر معرکه
  20. شمارهٔ ۲۰۰ - تربز فروش دلبر تربز فروشم رو به هر سو می کند
  21. شمارهٔ ۲۰۱ - نقاره چی شوخ نقاره چی را بردم شبی به خانه
  22. شمارهٔ ۲۰۲ - ماهی پز ماهی پز امردی را بردم به صبحگاهی
  23. شمارهٔ ۲۰۳ - ماهی پز دلبر ماهی پزم باشد به رخ چون آفتاب
  24. شمارهٔ ۲۰۴ - ماهی گیر شوخ ماهی گیر باشد دلربای شوخ و شنگ
  25. شمارهٔ ۲۰۵ - شیخ زاده آن شیخ زاده امرد با من نمی شود یار
  26. شمارهٔ ۲۰۶ - قالب تراش بت قالب تراش سیم غبغب
  27. شمارهٔ ۲۰۷ - عینک ساز شوخ عینک ساز را دایم بود در عین چشم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ - چلپک پز گفتمش با ماه چلپک پز ز غم لب می گزم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ - باغبان باغبان امرد به باغش خویش را انداختم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ - خشت ریز خشت ریز امرد که زو خاک وجودم بیختم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ - نجار دلبر نجار با من آیت الکرسی بخواند
  32. شمارهٔ ۲۱۲ - آرد بیز آرد بیز امرد به مژگان عاشقان را کارد زد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ - سوهانگر دلبر سوهانگر من خویش را پابست کرد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ - نان پز نان پز امرد که باشد نرم مانند خمیر
  35. شمارهٔ ۲۱۵ - زواله تاب شوخ زواله تاب مرا آب داد و رفت
  36. شمارهٔ ۲۱۶ - ایلک باف ماه ایلک باف با من کرد سودا بر گشاد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ - موی تاب گفتمش با موی تاب امرد تویی عمر ابد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ - چرم گر چرم گر امرد که او را هست دستی بر گشاد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ - چرم گر آن نگار چه مگر را دوش کردم میهمان
  40. شمارهٔ ۲۲۰ - چرم گر با نگار چرمگر دیروز یاری ساختم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ - زین گر خانه زین آن بت زینگر عمارت می کند
  42. شمارهٔ ۲۲۲ - زین گر دوش گفتم با نگار زینگر حرف درشت
  43. شمارهٔ ۲۲۳ - مهر کن آن نگار مهرکن دارد سری با اهل درد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریز کردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود
  45. شمارهٔ ۲۲۵ - رنگریز رنگریز امرد دکان خویش را واکرد و رفت
  46. شمارهٔ ۲۲۶ - گورکاو حال خود با گورکاو امرد شبی گفتم ز درد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ - کبوترباز آن کبوتر باز امرد دل بود قربان او
  48. شمارهٔ ۲۲۸ - کبوترباز با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
  49. شمارهٔ ۲۲۹ - درودگر شوخ درودگر نکند راست خانه را
  50. شمارهٔ ۲۳۰ - یخ فروش آن شوخ یخ فروش که از اهل درد شد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ - سیاهی فروش گفتم شبی به شوخ سیاهی فروش خود
  52. شمارهٔ ۲۳۲ - نجار دلبر نجار امشب کار عالم کرد و رفت
  53. شمارهٔ ۲۳۳ - نجار دلبر نجار من بیرون شد از مأوای خود
  54. شمارهٔ ۲۳۴ - چیت گر آن نگار چیت گر آمد شبی بر سر مرا
  55. شمارهٔ ۲۳۵ - قوناق دلبر قوناق دلالم بود در شهر طاق
  56. شمارهٔ ۲۳۶ - صحاف یا مه صحاف امشب قصد یاری ساختم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ - نوره ساز نوره ساز امرد ز حالم مو به مو پرسید و رفت
  58. شمارهٔ ۲۳۸ - نوره ساز نوره ساز امرد که باشد مو به مویم آشنا
  59. شمارهٔ ۲۳۹ - سیه کار دوش آن بت سیه کار با بنده کرد تسلیم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ - خرکار دلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.