پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۰۸ - چلپک پزگفتمش با ماه چلپک پز ز غم لب می گزم
  2. شمارهٔ ۲۰۹ - باغبانباغبان امرد به باغش خویش را انداختم
  3. شمارهٔ ۲۱۰ - خشت ریزخشت ریز امرد که زو خاک وجودم بیختم
  4. شمارهٔ ۲۱۱ - نجاردلبر نجار با من آیت الکرسی بخواند
  5. شمارهٔ ۲۱۲ - آرد بیزآرد بیز امرد به مژگان عاشقان را کارد زد
  6. شمارهٔ ۲۱۳ - سوهانگردلبر سوهانگر من خویش را پابست کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۴ - نان پزنان پز امرد که باشد نرم مانند خمیر
  8. شمارهٔ ۲۱۵ - زواله تابشوخ زواله تاب مرا آب داد و رفت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.