پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

شهر آشوب

۳۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - خراسبان دلبر خراسبان دوکان خود نو ساخته
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - که فروش که فروش امرد به کاهی کرد با ما ماجرا
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - فوطه باف گفتمش با فوطه باف امرد دکان خود نما
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - ساربان ساربان امرد غمش دارد شتر را ناتوان
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - گلخن تاب شوخ گلخن تاب امشب بود در سوز و گداز
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - گلخن تاب آن نگار گلخنی را خانه گرمک یافتند
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - غوزه چین با نگار غوزه چین گفتم جفایت می کشم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - کشتین گیر شوخ کشتین گیر با من مشق پیچ و تاب کرد
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - سیمکش سیمکش امرد که باشد شوخ سیمین پیکری
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچی چون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - پوست جلاب پوست جلاب امرد من دوش با من گشت دوست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ - کرنایی شوخ کرنایی دهان خود پر از زر می کند
  13. شمارهٔ ۱۳۳ - سورنایی شوخ سرنایی مرا امشب به جستجوی شد
  14. شمارهٔ ۱۳۴ - سورنایی شوخ سرنایی که می خواهد ز عشاق انجمن
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - دوکتراش نگار دوکتراش من گذشت از چرخ غوغایش
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - دوکتراش با نگار دوکتراش خویش سودا ساختم
  17. شمارهٔ ۱۳۷ - شربتگر مه شربتگر من هر زمان در قهر می گردد
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - صراف پس از عمری شد آن سیمآور صراف یار من
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - اسپند سوز دلبر اسپندسوزم بود با من در ستیز
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - سوداگر دید حیران شوخ سوداگر من درویش را
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - شمشیرگر آن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد
  22. شمارهٔ ۱۴۲ - شمشیرگر دلبر شمشیرگر با من شبی شد میهمان
  23. شمارهٔ ۱۴۳ - خارکش با نگار خارکش گفتم تو را اغیار نیست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ - گدا صبحدم امرد گدایی با رخ همچون قمر
  25. شمارهٔ ۱۴۵ - پاده چی پاده چی امرد ندارد کار با بود و نبود
  26. شمارهٔ ۱۴۶ - پاده چی پاده چی امرد که از رخ دشت را پر لاله کرد
  27. شمارهٔ ۱۴۷ - پاده چی آن نگار پاده چی را دوش میهمان ساختم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ - قصه خوان قصه خوان امرد مرا با خویش آخر یار کرد
  29. شمارهٔ ۱۴۹ - خشت پز خشت پز امرد که باشد خشت او پیوسته سست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ - جیبه گر جیبه گر امرد نکرد از بی پلی با من سخن
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - شربتگر زهر خوردم آن بت شربتگرم تحسین نکرد
  32. شمارهٔ ۱۵۲ - بریانگر بعد عمری شوخ بریانگر دکان خود گشاد
  33. شمارهٔ ۱۵۳ - شالی کار گفتمش با شوخ شالی کار ای نازک نهال
  34. شمارهٔ ۱۵۴ - نی نواز نی نواز امرد که نالانم ز دستش چون جرس
  35. شمارهٔ ۱۵۵ - نی نواز نی نواز امرد مرا دیروز با خود یار کرد
  36. شمارهٔ ۱۵۶ - نی نواز نی نواز امرد که باشد آه و افغان مشربش
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - نی نواز نی نواز امرد بود در نی نوازی اوستاد
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - تخمباز دی به شوخ تخمبازی قصد یاری ساختم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - کشتی بان گفتمش با شوخ کشتی بان مراد من برآر
  40. شمارهٔ ۱۶۰ - نداف دلبر نداف آمد خانه ام را دید و رفت
  41. شمارهٔ ۱۶۱ - نداف دلبر نداف را امشب به سامان ساختم
  42. شمارهٔ ۱۶۲ - کبوتر باز با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
  43. شمارهٔ ۱۶۳ - دیگ ریز دی نگار دیگ ریزم باده نوشیدن گرفت
  44. شمارهٔ ۱۶۴ - ماهی گیر شوخ ماهیگیر امشب در کنار آب رفت
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - خراسبان دلبر خراسبان گفتا که وقتم هست تنگ
  46. شمارهٔ ۱۶۶ - معمار شوخ معمارم به عالم طرح نو انداخته
  47. شمارهٔ ۱۶۷ - کشتین گیر شوخ کشتین گیر با من مشق کشتین یاد داد
  48. شمارهٔ ۱۶۸ - بندباف پنجه آن بندباف امرد به بازو تافتم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ - آسیابان با نگار آسیابان گفتم ای عمر ابد
  50. شمارهٔ ۱۷۰ - مسحی دوز شوخ مسحی ز خود را دوش گفتم مدعا
  51. شمارهٔ ۱۷۱ - بلبل باز شوخ بلبل باز من با من رام شد در یک نفس
  52. شمارهٔ ۱۷۲ - اشتکباز شوخ اشتکباز من کارش بود دستک‌زنی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ - قلندر دی قلندر امردی گفت آشنای من تویی
  54. شمارهٔ ۱۷۴ - شاعر شوخ شاعر مصرع برجسته‌ای باشد به عصر
  55. شمارهٔ ۱۷۵ - گوگردی دوش گوگردی پسر گوگرد خود از سر گرفت
  56. شمارهٔ ۱۷۶ - دهقان دوش رفتم خرمن آن شوخ دهقان روفتم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ - ماشکار ماشکار امرد بود چون سرو سبز و خوش ادا
  58. شمارهٔ ۱۷۸ - جواری کار با جواری کار شوخی گفتمش حرفی بد زد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ - جوفروش جوفروش امرد که باشد دلبر عالیجناب
  60. شمارهٔ ۱۸۰ - ارزن کار شوخ ارزن کار هر دم قد خود ته می کند

متن اشعار به نقل از گنجور.