پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۷۶ - دهقان

دوش رفتم خرمن آن شوخ دهقان روفتم

جمع کردم خاطر خود را و آنگه کوفتم

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۷۸ - جواری کاربا جواری کار شوخی گفتمش حرفی بد زد
  2. شمارهٔ ۱۷۹ - جوفروشجوفروش امرد که باشد دلبر عالیجناب
  3. شمارهٔ ۱۸۰ - ارزن کارشوخ ارزن کار هر دم قد خود ته می کند
  4. شمارهٔ ۱۸۱ - گندم کارگفتمش با ماه گندم کار با من دار گوش
  5. شمارهٔ ۱۸۲ - خواجه زادهگفتمش با خواجه زاده از غمت هستم ملول
  6. شمارهٔ ۱۸۳ - کمانگربا آن بت کمانگر تیری به کف رسیدم
  7. شمارهٔ ۱۸۴ - کمانگردوش از وصل کمانگر امردی کردم حضور
  8. شمارهٔ ۱۸۵ - کاردگرکاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.