پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۸۳ - کمانگر

با آن بت کمانگر تیری به کف رسیدم

در خانه کمانش انداختم کشیدم

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۸۵ - کاردگرکاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد
  2. شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگرآن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است
  3. شمارهٔ ۱۸۷ - کهله برکهله بر امرد که دست خویش می سازد علم
  4. شمارهٔ ۱۸۸ - تسمه گرگرچه با من آن نگار تسمه گر هم مکتب است
  5. شمارهٔ ۱۸۹ - کلوته فروشمه کلوته فروشم که هست زیب چمن
  6. شمارهٔ ۱۹۰ - مسئله گوگفتم به شوخ مسئله گو ای پری لقا
  7. شمارهٔ ۱۹۱ - شیرپزشیرپز امرد که آمد از دهانش بوی شیر
  8. شمارهٔ ۱۹۲ - مؤذنوقت خفتن ساختم شوخ مؤذن را دعا
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.