پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۸۷ - کهله بر

کهله بر امرد که دست خویش می سازد علم

می کند سر پنجه ناخن دراز آن را قلم

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۸۹ - کلوته فروشمه کلوته فروشم که هست زیب چمن
  2. شمارهٔ ۱۹۰ - مسئله گوگفتم به شوخ مسئله گو ای پری لقا
  3. شمارهٔ ۱۹۱ - شیرپزشیرپز امرد که آمد از دهانش بوی شیر
  4. شمارهٔ ۱۹۲ - مؤذنوقت خفتن ساختم شوخ مؤذن را دعا
  5. شمارهٔ ۱۹۳ - ملاامامبا مه ملا امامم دوش کردم اقتدا
  6. شمارهٔ ۱۹۴ - ملاامامدلبر ملا امامم جای در محراب کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۵ - صوفیدلبر صوفی به ذکر خود مرا دلریش کرد
  8. شمارهٔ ۱۹۶ - پیکچیپیکچی امرد که خوی شمع و خوی او یکیست
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.