پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۹۲ - مؤذن

وقت خفتن ساختم شوخ مؤذن را دعا

قامت خود راست کرد و گفت در مسجد درا

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۹۴ - ملاامامدلبر ملا امامم جای در محراب کرد
  2. شمارهٔ ۱۹۵ - صوفیدلبر صوفی به ذکر خود مرا دلریش کرد
  3. شمارهٔ ۱۹۶ - پیکچیپیکچی امرد که خوی شمع و خوی او یکیست
  4. شمارهٔ ۱۹۷ - محتسبدوش کردم با نگار محتسب از دور هشت
  5. شمارهٔ ۱۹۸ - محتسبآن نگار محتسب را دوش دیدم مست خواب
  6. شمارهٔ ۱۹۹ - قصه خوانآن نگار قصه خوان تا کرده چادر معرکه
  7. شمارهٔ ۲۰۰ - تربز فروشدلبر تربز فروشم رو به هر سو می کند
  8. شمارهٔ ۲۰۱ - نقاره چیشوخ نقاره چی را بردم شبی به خانه
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.