پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۷۸ - جواری کار

با جواری کار شوخی گفتمش حرفی بد زد

سر به پیش افگند و از شرمندگی بالا نکرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۸۰ - ارزن کارشوخ ارزن کار هر دم قد خود ته می کند
  2. شمارهٔ ۱۸۱ - گندم کارگفتمش با ماه گندم کار با من دار گوش
  3. شمارهٔ ۱۸۲ - خواجه زادهگفتمش با خواجه زاده از غمت هستم ملول
  4. شمارهٔ ۱۸۳ - کمانگربا آن بت کمانگر تیری به کف رسیدم
  5. شمارهٔ ۱۸۴ - کمانگردوش از وصل کمانگر امردی کردم حضور
  6. شمارهٔ ۱۸۵ - کاردگرکاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد
  7. شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگرآن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است
  8. شمارهٔ ۱۸۷ - کهله برکهله بر امرد که دست خویش می سازد علم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.