پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۲۳ - فوطه باف

گفتمش با فوطه باف امرد دکان خود نما

گفت اگر بافنده یی مینداز میان من کشا

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۲۵ - گلخن تابشوخ گلخن تاب امشب بود در سوز و گداز
  2. شمارهٔ ۱۲۶ - گلخن تابآن نگار گلخنی را خانه گرمک یافتند
  3. شمارهٔ ۱۲۷ - غوزه چینبا نگار غوزه چین گفتم جفایت می کشم
  4. شمارهٔ ۱۲۸ - کشتین گیرشوخ کشتین گیر با من مشق پیچ و تاب کرد
  5. شمارهٔ ۱۲۹ - سیمکشسیمکش امرد که باشد شوخ سیمین پیکری
  6. شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچیچون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت
  7. شمارهٔ ۱۳۱ - پوست جلابپوست جلاب امرد من دوش با من گشت دوست
  8. شمارهٔ ۱۳۲ - کرناییشوخ کرنایی دهان خود پر از زر می کند
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.