پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۳۴ - سورنایی

شوخ سرنایی که می خواهد ز عشاق انجمن

می کند پیوسته ده انگشت خود را در دهن

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۳۶ - دوکتراشبا نگار دوکتراش خویش سودا ساختم
  2. شمارهٔ ۱۳۷ - شربتگرمه شربتگر من هر زمان در قهر می گردد
  3. شمارهٔ ۱۳۸ - صرافپس از عمری شد آن سیمآور صراف یار من
  4. شمارهٔ ۱۳۹ - اسپند سوزدلبر اسپندسوزم بود با من در ستیز
  5. شمارهٔ ۱۴۰ - سوداگردید حیران شوخ سوداگر من درویش را
  6. شمارهٔ ۱۴۱ - شمشیرگرآن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد
  7. شمارهٔ ۱۴۲ - شمشیرگردلبر شمشیرگر با من شبی شد میهمان
  8. شمارهٔ ۱۴۳ - خارکشبا نگار خارکش گفتم تو را اغیار نیست
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.