پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۶۶ - معمار

شوخ معمارم به عالم طرح نو انداخته

از پی تعمیر هر جا رفته گنبد ساخته

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۶۸ - بندبافپنجه آن بندباف امرد به بازو تافتم
  2. شمارهٔ ۱۶۹ - آسیابانبا نگار آسیابان گفتم ای عمر ابد
  3. شمارهٔ ۱۷۰ - مسحی دوزشوخ مسحی ز خود را دوش گفتم مدعا
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - بلبل بازشوخ بلبل باز من با من رام شد در یک نفس
  5. شمارهٔ ۱۷۲ - اشتکبازشوخ اشتکباز من کارش بود دستک‌زنی
  6. شمارهٔ ۱۷۳ - قلندردی قلندر امردی گفت آشنای من تویی
  7. شمارهٔ ۱۷۴ - شاعرشوخ شاعر مصرع برجسته‌ای باشد به عصر
  8. شمارهٔ ۱۷۵ - گوگردیدوش گوگردی پسر گوگرد خود از سر گرفت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.