پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۴۹ - خشت پز

خشت پز امرد که باشد خشت او پیوسته سست

هر که دید از دور او را گفت خشتک نادرست

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۵۱ - شربتگرزهر خوردم آن بت شربتگرم تحسین نکرد
  2. شمارهٔ ۱۵۲ - بریانگربعد عمری شوخ بریانگر دکان خود گشاد
  3. شمارهٔ ۱۵۳ - شالی کارگفتمش با شوخ شالی کار ای نازک نهال
  4. شمارهٔ ۱۵۴ - نی نوازنی نواز امرد که نالانم ز دستش چون جرس
  5. شمارهٔ ۱۵۵ - نی نوازنی نواز امرد مرا دیروز با خود یار کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۶ - نی نوازنی نواز امرد که باشد آه و افغان مشربش
  7. شمارهٔ ۱۵۷ - نی نوازنی نواز امرد بود در نی نوازی اوستاد
  8. شمارهٔ ۱۵۸ - تخمبازدی به شوخ تخمبازی قصد یاری ساختم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.