پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۵۱ - شربتگر

زهر خوردم آن بت شربتگرم تحسین نکرد

جان به تلخی می دهم گفتم لبی شیرین نکرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۵۳ - شالی کارگفتمش با شوخ شالی کار ای نازک نهال
  2. شمارهٔ ۱۵۴ - نی نوازنی نواز امرد که نالانم ز دستش چون جرس
  3. شمارهٔ ۱۵۵ - نی نوازنی نواز امرد مرا دیروز با خود یار کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۶ - نی نوازنی نواز امرد که باشد آه و افغان مشربش
  5. شمارهٔ ۱۵۷ - نی نوازنی نواز امرد بود در نی نوازی اوستاد
  6. شمارهٔ ۱۵۸ - تخمبازدی به شوخ تخمبازی قصد یاری ساختم
  7. شمارهٔ ۱۵۹ - کشتی بانگفتمش با شوخ کشتی بان مراد من برآر
  8. شمارهٔ ۱۶۰ - ندافدلبر نداف آمد خانه ام را دید و رفت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.